تبليغاتX
THE END

فیلم دفینه رو از اینجا میتونید دانلود بکنید

دفینه

دانلود

+ نوشته شده در جمعه دوم مرداد 1388ساعت 19:28 توسط مجتبي |


   گفته های طنز آمیز

 

(ازدواج)

جواز ازدواج به جواز شکاری می ماند که آدم را به صید یک غزال محدود می کند

(اف.اس.فرانسیس)

Definition of a marriage licenceis a kind of hunting permit that limits your take to one dear   

(F.C.Francis)

 

ترجمه مثل زن است که اگر زیبا باشد به ندرت وفادار است

(روی کامبل)

Translations are seldom strictly faithful if they are in the least attractive

(Roy Campbell)

 

ازدواج تنها جنگی است که انسان در جریان آن کنار دشمن خود می خوابد

(نا شناس)

Marriage is the only war where one sleeps with the enemy

(anonymous)

 

آن که ازدواج می کند نادان است اما نادانتر از او کسی است که نادانی را به همسری نمی گیرد  

(ویلیام ویچرلی)

He's a fool that marries, but he's a greater that does not marry a fool

(William wycherley) 

 

(تاریخ)

تاریخ خود را تکرار می کند و تاریخ نویسان یکدیگر را

(فیلیپ گویدالا)

History repeats itself ,Historians repeat each other

(Philip guedalla)

 

آنچه ما از تاریخ می آموزیم این است که انسانها هیچگاه از تاریخ هیچ چیزی نمی آموزند

(هگل)

we learn from history that men never learn anything from history

(Hegel)

 

(دین و مذهب)

ملحد کسی است که پشتیبان نامرئی ندارد

(جان باکان)

An atheist is a man who has no invisible means of support

(john buchan)

 

به قول فرانسوی ها جنسیت بر سه نوع است : مرد . زن و کشیش

(سیدنی اسمیت)

As the french say , they are three sexes - men, women and celergymen

(Sydney Smith)

 

هرجا مسیح کلیسایی برپا می کند شیطان نیز در حیاط آن برای خود کلیسای کوچکی میسازد

(ریچارد بانکرافت)

When christ erecteth his church , the devil in the same churchyard will have his chapel

(Richard Bancroft)

 

(زن)

زنان چند قرن است نقش آیینه های خوش آیند و جادویی را برای مردان بازی کرده و آنها را دو برابر اندازه طبیعی شان نشان داده اند

(ویرجینیا وولف)

women have served all these centuries as looking glasses possessing the magic and delicious power of reflecting the figure of a man twice its natural size

(virginia woolf)

 

زنها و مرد ها دست کم در یک مورد اتفاق نظر دارند . هیچ کدام به زنها اعتماد نمی کنند

(اچ.ال.منکن)

On one issue at least , men and women agree. They both distrust women

(H.L.Mencken)

 

هیچ وقت نتوانسته ام معنی فمنیسم را بفهمم الا اینکه هروقت ابراز عقیده ای کردم که نشان می داد با روسپیها و توسری خورها فرق دارم اسم فمنیست بر من گذاشتند

(ربکا وست)

I have never been able to find out precisely what feminism is: I only know that people call me a feminist whenever i express sentiments that differentiate me from a doormat or a prostitute

(Rebecca West)

 

زن دومین خطای خدا بود

(فریدریش نیچه)

woman was god's second blunder

(Friedrich nietzsche)

 

+ نوشته شده در چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388ساعت 1:52 توسط مجتبي |


نوروزتان پیروز
 
 
 
سال در نزد ايرانيان از زماني نسبتا کهن به چهار فصل سه ماهه تقسيم شده و همان طور که ابوريحان بيروني در آثارالباقيه آورده است آغاز سال ايراني از زمان خلقت انسان ( يعني ابتداي هزاره هفتم از تاريخ عالم) روز هرمز از ماه فروردين بود.


 

 انسان‏، از نخستين ادوار زندگي اجتماعي، متوجه بازگشت و تکرار برخي از رويدادهاي طبيعي، يعني تکرار فصول شد. نياز به محاسبه در دوران کشاورزي ، يعني نياز به دانستن زمان کاشت و برداشت، فصل بندي ها و تقويم دهقاني و زراعي را به وجود آورد. نخستين محاسبه فصل ها، بي گمان در همه جوامع با گردش ماه که تغيير آن آسانتر ديده مي شد صورت گرفت. و بالاخره در نتيجه نارسايي ها و ناهماهنگي هايي که تقويم قمري، با تقويم دهقاني داشت، محاسبه و تنظيم تقويم بر اساس گردش خورشيد صورت پذيرفت. سال در نزد ايرانيان از زماني نسبتا کهن به چهار فصل سه ماهه تقسيم شده و همان طور که ابوريحان بيروني در آثارالباقيه آورده است آغاز سال ايراني از زمان خلقت انسان ( يعني ابتداي هزاره هفتم از تاريخ عالم) روز هرمز از ماه فروردين بود، وقتي که آفتاب در نصف النهار ، در نقطه اعتدال ربيعي ، و طالع سرطان بود.
پيدايش جشن نوروز
جشن نوروز را به نخستين پادشاهان نسبت مي دهند. شاعران و نويسندگان قرن چهارم و پنجم هجري چون فردوسي، عنصري، بيروني، طبري و بسياري ديگر که منبع تاريخي و اسطوره اي آنان بي گمان ادبيات پيش از اسلام بوده ، نوروز را از زمان پادشاهي جمشيد مي دانند.
در خور يادآوري است که جشن نوروز پيش از جمشيد نيز برگزار مي شده و ابوريحان نيز با آن که جشن را به جمشيد منسوب مي کند يادآور مي شود که : «آن روز که روز تازه اي بود جمشيد عيد گرفت؛ اگر چه پيش از آن هم نوروز بزرگ و معظم بود».
جشن نوروز
جشن نوروز دست کم يک يا دو هفته ادامه دارد. ابوريحان بيروني مدت برگزاري جشن نوروز را پس از جمشيد يک ماه مي نويسد: « چون جم درگذشت پادشاهان همه روزهاي اين ماه را عيد گرفتند. عيدها را شش بخش نمودند: 5 روز نخست را به پادشاهان اختصاص دادند، 5 روز دوم را به اشراف، 5 روز سوم را به خادمان و کارکنان پادشاهي، 5 روز چهارم را به نديمان و درباريان ، 5 روز پنجم را به توده مردم و پنجه ششم را به برزگران. ولي برگزاري مراسم نوروزي امروز، دست کم از پنجه و «چهارشنبه آخر سال» آغاز مي شود و در «سيزده بدر» پايان مي پذيرد. ازآداب و رسوم کهن پيش از نوروز بايد از پنجه، چهارشنبه سوري و خانه تکاني ياد کرد.
پنجه (خمسه مسترقه)
بنابر سالنماي کهن ايران هر يک از 12 ماه سال 30 روز است و پنج روز باقيمانده سال را پنجه، پنجک، يا خمسه مسترقه، گويند. اين پنج روز را خمسه مسترقه نامند از آن جهت که در هيچ يک از ماه ها حساب نمي شود. مراسم پنجه تا سال 1304 ، که تقويم رسمي شش ماه اول سال را سي و يک روز قرارداد، برگزار مي شد.
مير نوروزي
از جمله آيين هاي اين جشن 5 روزه، که در شمار روزهاي سال و ماه و کار نبود، براي شوخي و سرگرمي حاکم و اميري انتخاب مي کردند که رفتار و دستورهايش خنده آور بود و در پايان جشن از ترس آزار مردمان فرار مي کرد. ابوريحان از مردي بي ريش ياد مي کند که با جامه و آرايشي شگفت انگيز و خنده آور در نخستين روز بهار مردم را سرگرم مي کرد و چيزي مي گرفت. و هم اوست که حافظ به عنوان « ميرنوروزي» دوران حکومتش را « بيش از 5 روز» نمي داند.
از برگزاري رسم مير نوروزي، تا لااقل 70 سال پيش آگاهي داريم. بي گمان کساني را که در روزهاي نخست فروردين، با لباس هاي قرمز رنگ و صورت سياه شده در کوچه و گذر وخيابان مي بينيم که با دايره زدن و خواندن و رقصيدن مردم را سرگرم مي کنند و پولي مي گيرند بازمانده شوخي ها و سرگرمي هاي انتخاب «مير نوروزي» و «حاکم پنج روزه » است که تنها در روزهاي جشن نوروزي ديده مي شوند و آنان در شعرهاي خود مي گويند: «حاجي فيروزه، عيد نوروزه، سالي چند روزه».
+ نوشته شده در شنبه پانزدهم فروردین 1388ساعت 7:26 توسط مجتبي |


                           ME without ME            

                                                                                                                                                                                 I'm thinking, I’m thinking? No I don't think so. I think that I am  thinking. I’m thinking of nothing.I don't want to think that I am thinking of nothing. I'm getting tired. Tired  of this silence within, oh what a repetitive word. I hate these words. I don't want to talk. I'm tired and alone. Alone and guilty. guilty of silence. I'm tired of being guilty.I'm tired, Alone, guilty and scared. I'm scared of this silence. I'm scared of being guilty. I'm tired of being scared of being guilty in this dark. I can't see the dark. It's getting darker and I am still tired, alone, guilty, scared and lost. Where is me?! I can't find me. I shout where is me? There is no one but my shadow. Shadow walks away. Hey where are you going? Don't leave me. I follow the shadow. The shadow runs away. That wasn't my shadow. It was me. I finally found me! I'm still running with me. I can't touch me. Me is close but far. Me stops. Me is doomed. I get me. now I can think of me. I can feel me. I am gone. They are taking me away from me. It's too late. Now  I’m tired, alone, guilty, scared, lost and dead

                                                    

+ نوشته شده در یکشنبه هشتم دی 1387ساعت 5:39 توسط مجتبي |


                               بیوگرافی                               

 

 احمد(مجتبي)حیاتی متولد سال ۱۳۶۴  شهر اهواز. در سال ۱۳۷۳ پس از بازي در تئاتري به نام پروانه ها كه در كشور استراليا به روي صحنه رفت و مورد استقبال فراوان قرار گرفت پا به عرصه هنر   نهاد . پس از بازگشت به ايران در چندين نمايش – تعزيه – تله تئاتر – فيلم كوتاه و سريال تلويزيوني به عنوان بازيگر حضور پيدا كرد . او شروع فيلمسازي را پس از ورود به هنرستان سينما آغاز كرد . در طول تحصيل در هنرستان در سن ۱۶ سالگي توانست اولين تجربه كوتاه مستند خود را با عنوان" بن بست " كه درباره استعمال بيش از حد دخانيات در ميان هنرمندان از جمله تئاتريان بود را به تصوير بكشد . اين فيلم توانست در سال ۱۳۸۰ جواز حضور در جشنواره منطقه اي مسجد سليمان را دريافت كند . او همچنين در مدت تحصيل در هنرستان حضور در پشت صحنه چندين فيلم كوتاه به عنوان دستيار كارگردان و منشي صحنه را تجربه كرده است . پس از اخذ مدرك ديپلم در دانشگاه سوره اهواز پذيرفته شد و در رشته فيلمبرداري و عكاسي به تحصيل ادامه داد . در اين مدت توانست در چندين كار تلويزيوني از سوي صدا و سيماي خوزستان به عنوان دستيار كارگردان – منشي صحنه و برنامه ريز خود را محك بزند . از بين اين كارها مي توان به تله تئاتر "شير و باد" و سريال "رنگينك" ساخته علي اصغر شادروان اشاره كرد و همچنين فيلم "بي خوابي" ساخته سيد عباس شفيعي .در این مدت فیلم کارت قرمز را نویسندگی کرد که این فیلم توانست در اولین حضورش در جشنواره سراسری ۱۰۰ مقام سوم را کسب کند . همچنین در اولین جشنواره فیلم تولیدات حوزه هنری موفق به کسب بهترین فیلم داستانی شد. این فیلم در سال ۱۳۸۷ توانست به بخش مسابقه جشنواره ورزشی میلان ایتالیا راه پیدا کند .او در كنار عكاسي و كارگرداني تدوين چند فيلم كوتاه را به عهده داشته است . بعد از فارغ التحصيل شدن از دانشگاه سوره و دريافت مدرك فوق ديپلم ۲ فيلم كوتاه به نامهاي دفينه و تا سياهي را با حمايت حوزه هنري اهواز ساخت . فيلم دفينه كه داستان كودكي است كه در بطن جنگ تصميم دارد با يك بازي كودكانه جلوي جنگ را بگيرد در سال ۱۳۸۶ پس از راهيابي به بخش مسابقه پنجمين جشنواره  فيلم ۱۰۰ توانست نشان ويژه جشنواره بخاطر نگاه نو و خلاقانه به مقوله دفاع مقدس را ازان خود بكند . اين فيلم در سال بعد يعني۱۳۸۷توانست به بخش مسابقه اولين جشنواره فيلم "جم" راه پيدا بكند .

 

جشنواره ها :

پوستر

حضور در جشنواره فیلم مسجد سلیمان ۱۳۸۱

حضور در جشنواره فیلم اصفهان سال ۱۳۸۲ 

حضور در جشنواره فیلم نگاه سبز سال ۱۳۸۴

حضور در جشنواره فیلم سوره سال ۱۳۸۴

حضور در جشنواره دانشجویی فیلم بوشهر ۱۳۸۵

حضور در جشنواره فیلم ۱۰۰ سال ۱۳۸۶

حضور درجشنواره فیلم جم سال ۱۳۸۷

حضور در جشنواره فیلم رویش سال ۱۳۸۷

حضور در جشنواره فیلم تولیدات حوزه هنری سال ۱۳۸۷

حضور در جشنواره بين المللي فیلم رحمت سال ۱۳۸۷

حضور در جشنواره منطقه ای سینمای جوان۱۳۸۷

حضور در جشنواره فیلم سرزمین زیتون سال ۱۳۸۸

حضور در جشنواره بین المللی فیلم آسا سال ۱۳۸۸

حضور در بیست و ششمین جشنواره فیلم کوتاه تهران سال ۱۳۸۸

      جوایز        

نشان ویژه جشنواره فیلم ۱۰۰ سال ۱۳۸۶

جایزه سوم فیلم داستانی در جشنواره تولیدات حوزه هنری ۱۳۸۷

     جایزه ویژه جشنواره بین المللی فیلم رحمت ۱۳۸۷

 جایزه بهترین فیلم تجربی در جشنواره منطقه ای سینمای جوان ۱۳۸۷

جایزه بهترین فیلم در بخش ویژه جشنواره سرزمین زیتون سال ۱۳۸۸

+ نوشته شده در یکشنبه هشتم دی 1387ساعت 1:59 توسط مجتبي |